الشيخ محمد علي الگرامي القمي

43

جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى)

اول ، علت قريب و بالمباشره حركات عارضى ، طبيعت ذكر شد ، ولى در دليل چهارم گفته‌اند ، طبيعت علت نيست ، بلكه شريك العلة است . ب بر اساس استدلال در دليل چهارم ، قواى طبيعت تأثيرى ندارند و به اصطلاح معطّله‌اند و امور تأثير گذار به امر اعلا و بالاتر از طبيعت باز مىگردند ؛ در صورتى كه بالوجدان مىيابيم كه قواى طبيعيه ، منشأ آثارند ؛ مانند ابصار كه از قوه بصر ، و سماع از قوه سمع است . اگر منكر اين نكته باشيم ، بايد قائل به همان قول اشاعره شويم كه براى قواى طبيعى هيچ منشأيّت آثارى قائل نيستند . مگر آن كه كلام مرحوم صدرا را اين‌طور توجيه كنيم و بگوييم كه جسم در خود تأثيرگذار نيست ، قوا در خارج از خود اثر مىگذارند و تعطيل كل قوا لازم نمىآيد . مثلًا در باب سمع و بصر گفته شود كه فلانى از گوش تو مىشنود ! و يا بگوييم قوه ابصار در خود ابصار و بصر اثر ندارد بلكه در جسم مبصر اثر دارد كه چيز ديگرى است . البته ، اين هم سخن خلاف وجدان است كه قوه ابصار مربوط به ابصار نباشد و يا مقصود ايشان اين باشد كه قواى طبيعى عليت مستقل ندارند ، چه آن كه مرحوم صدرا معتقد است كه طبيعت واسطه فيض است ! ولى اين توجيه هم نادرست به نظر مىرسد كه همه كارهاى طبيعت را معلول امرى مجرد بدانيم و طبيعت را فقط يك واسطه‌ى بىتأثير بدانيم ، مگر آن كه كسى طبق دليل اول ، كه طبيعت را علت براى عوارض مىداند ، طبيعت را در برابر خدا علت مستقل بداند ! اين را هم كه ايشان قائل نيست ! ممكن است بگوييم طبيعت براى عوارض علت مستقلّه نيست بلكه واسطه فيض است ، و ليكن واسطه با ذى الواسطه هم بايد تناسب